دیروز عصر رفتم یک وکیل گرفتم . چون دیگه مطمئن بودم که حاضر نیستم پامو دور و بر دادگاه بذارم .خیلی آروم شدم و خوشبختانه وکیل هم خانم بسیار خوش برخوردی بود بر عکس اون دوتا خانم وکیلی که حدود یکسال پیش منو ناامید کردن وگفتن تا بخواهی این یک سال حضانت باقیمانده بچه رو تا ۷ سالگی بگیری پروسه دادگاه طول می کشه و بلافاصله بچه ۷ ساله میشه و باید پسش بدی . درحالیکه اگر اونموقع اقدام میکردم شاید دیگه بچه رو نمیگرفت . شاید اونوقت بچه رو زنش قبول نمیکرد .بهرحال حکمتی بودکه نشد.
قراره برام در عرض دو روز دستور موقت بگیره . نمیدونم تا چه حد میشه به وکیل اعتماد کرد وآیا واقعا میشه دو روزه ؟ کلی برگه رو هم بدون خوندن امضاء کردم . الان استرسم گرفته که چی بوده . امروز دوباره باهاش قرار دارم . وقتی سند طلاق رو دستش گرفته بود و میخوند٬ باتعجب گفت : چرا همه چیز رو بخشیدی؟ چرا اون موقع با یک وکیل مشورت نکردی ؟ جوابی نداشتم .گذشته ها گذشته .
ولی الان احساس می کنم روحم آزاد شده و شخصیتم تازه بعد از ده سال رکود و توقف داره جون میگیره . روز به روز خوشحالی و شادی بیشتری احساس می کنم برعکس شوهر سابق که با از دست دادن من خسارت بزرگی به خودش زد
٬ من احساس خوشبختی میکنم .خدایا شکرت .